X
تبلیغات
من يك زن هستم


































من يك زن هستم

درباره خودم و همه اون روزهايي كه دلتنگم

چقدر خوابم می آد.

چقدر کار دارم و فکر می کنم وقت برای انجام این کار ها ندارم.

آخر هفته هم دوستم که یک خانم به سن و سال مامانم هست و قبلا همکارم بوده داره می آد تهران و سه روز اینجاست.

تا آخر هفته باید یک مصاحبه با امیر ار.تش  بگیرم که پنج شنبه چاپ بشه.

یک گزارش هم باید درباره دلال های کلیه بنویسم. باید برم تو کوچه گیلان و خودم رو در قالب یک دلال کلیه جا بزنم و با دلال ها حرف بزنم.

باید کم کم عکس های پایان ترم رو بگیرم. تکنیک های خیلی مشکلی رو باید عکاسی کنم.

 سرما خوردم و گلو درد هم دارم  و اونقدر سرفه کردم که  بدنم درد گرفته.

فصل بهار و هوا هم خیلی خوبه و دلم یک خیابون گردی مفصل می خواد. اونقدر راه برم که دلم باز بشه مثلا از پارک وی تا تجریش .

خوابم می آد . فکر کنم چون تازه از خواب زمستانی بیدار شدیم هنوز بدنمون خوابه.

 خلاصه یه عالمه کار دارم و نمی دونم باید چکار کنم.

امروز صبح که بیدار شدم بیام سر کار گفتم کاش می شد یه ذره بیشتر بخوابم.

جمعه چند روز دیگه می آد؟

نوشته شده در یکشنبه 24 فروردین1393ساعت 8:46 توسط م.ز|


مطالب پيشين
» خواب زمستانی
» تعطیلات نوروز
» سال نو مبارک
» فکر
» برای هادی
» مهمونی و دعوا
» ماموت فسیل شده
» خانه تکانی
» تکراری
» سکوت
Design By : Pars Skin